تبلیغات
ღ♥عاشق دل خسته♥ღ

ღ♥عاشق دل خسته♥ღ

نور را پیمودیم، دشت طلا را درنوشتیم.

افسانه را چیدیم، و پلاسیده فکندیم.

کنار شن زار، آفتابی سایه دار، ما را نواخت. درنگی کردیم.

بر لب رود پهناور رمز، رویا ها را سر بریدیم.

ابری رسید، و ما دیده فرو بستیم.

ظلمت شکافت،زهره را دیدیم، و به ستیغ بر آمدیم.

آذرخشی فرود آمد، و ما را در ستایش فرو دید.

لرزان، گریستیم. خندان، گریستیم.

رگباری فرو کوفت: از در همدلی بودیم.

سیاهی رفت، سر به آسمان آبی ستودیم، در خور آسمان ها شدیم.

سایه را به دره رها کردیم. لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم.

سکوت ما به هم پیوست، و ما، «ما» شدیم...

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید.

آفتاب از چهره ی ما ترسید.

دریافتیم، و خنده زدیم.

نهفتیم و سوختیم.

هر چه بهم تر، تنها تر، از ستیغ جدا شدیم:

من به خاک آمدم، و بنده شدم.

تو بالا رفتی، و خدا شدی....

سهراب سپهری


[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ عطیه اسماعیلی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به همه ی شما عزیزانی که به من سر زدید من کسی هستم که خسته شدم از این عشق لعنتی... خلاصه...
دنبال یه هم صحبت میگردم که باهاش درد دل کنم.
ازتون خواهش میکنم تا آخر صفحات رو بخونید مطمئن باشید تا آخرین صفحه از این مطالب عاشقانه ی زیبا هست... در ضمن خواهش می کنم هر مطلبی رو که می خونید نظرتون رو درباره اش بنویسید. با تشکر...
عاشق دل خسته....
shangool_love@yahoo.com
نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
نظر شما درباره ی وبلاگ من چیه؟






موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

كد ماوس