تبلیغات
ღ♥عاشق دل خسته♥ღ

ღ♥عاشق دل خسته♥ღ

شب ایستاده است...

خیره نگاه او...

بر چهار چوب پنجره ی من...

سر تا به پای پرسش... اما...

اندیشناک مانده و خاموش:

شاید...

از هیچ سو جواب نیاید...

دیری است که مانده یک جسد سرد...

در خلوت کبود اتاقم...

هر عضو آن ز عضو دگر دور مانده است...

گویی که قطعه، قطعه ی دیگر را...

از خویش رانده است...

از یاد رفته در تن او وحدت...

بر چهره اش که حیرت ماسیده روی آن...

سه حفره ی کبود که خالی است...

از تابش زمان...

بویی فساد پرور و زهرآلود...

تا مرز های دور خیالم دویده است...

نقش زوال را...

بر هرچه هست، روشن و خوانا کشیده است...

در اضطراب لحظه ی زنگار خورده ای...

که روز های رفته در آن بود ناپدید...

با ناخن این جسد را از هم شکافتم...

رفتم درون هر رگ و استخوان آن...

اما از آنچه در پی آن بودم...

رنگی نیافتم...

شب ایستاده است...

خیره نگاه او...

بر چار چوب پنجره ی من...

با جنبش است پیکر او گرم یک جدال...

بسته است نقش بر تن لب هایش...

تصویر یک سوال....

« سهراب سپهری»


[ یکشنبه 5 تیر 1390 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ عطیه اسماعیلی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به همه ی شما عزیزانی که به من سر زدید من کسی هستم که خسته شدم از این عشق لعنتی... خلاصه...
دنبال یه هم صحبت میگردم که باهاش درد دل کنم.
ازتون خواهش میکنم تا آخر صفحات رو بخونید مطمئن باشید تا آخرین صفحه از این مطالب عاشقانه ی زیبا هست... در ضمن خواهش می کنم هر مطلبی رو که می خونید نظرتون رو درباره اش بنویسید. با تشکر...
عاشق دل خسته....
shangool_love@yahoo.com
نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
نظر شما درباره ی وبلاگ من چیه؟






موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

كد ماوس